فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

104

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

مبالغه ياد مىبايد كرد و كمالات اوصاف حضرت خان مشهور و معلوم است . وصف چهارم آنكه فرمود بر مقدمهء او مردى باشد كه او را منصور گويند و مراد آنكه مقدمهء لشكر او هر جا كه توجه نمايد او را فتح و نصرت حاصل آيد و شك نيست كه مقدمهء عساكر نصرت مآثر حضرت خان عالى مكان در همه حروب و وقايع حضرت سلطنت پناه الملقب من لسان النبوة بالملك المنصور سلطان محمد تيمورست كه رايت فتح - آيتش موشّح بارقام « إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً » « 1 » است و علم سعادت نشانش مؤيد بتأييد « وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً » « 2 » هر ناحيه كه آن را وجههء توجه ساخت ظفر بر يمين و يسار شتابان و بهر جانب كه اقبال سان روى كرد فتح و نصرت در ركاب تازان ، بنا بر توالى فتوح [ 44 پ ] و تتابع امداد ظفرست كه لسان نبوت آن حضرت را منصور خوانده و اين وصف وضوحى تمام دارد . وصف پنجم آنكه فرمود كه تمكين كند از براى آل محمد همچنانچه تمكين كردند قريش از براى رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم و شك نيست كه تمكينى كه قريش كردند از براى رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم آن بود كه بنصرت اقدام نمودند و اذيال شريف عرض آن حضرت را از دنس كفّار نحس پاكيزه داشتند و بر چهرهء طهارت خانوادهء آن حضرت خدشهء از عار طعن و قدح باز نگذاشتند و اين اعظم اوصافيست كه حضرت خان را بدان اتصاف بر اتمّ وجوه و اكمل جهات حاصل است ، چه همگى عزم خسروانه آن حضرت متوجه آنست كه عار قدحى كه از ممرّ كفر و ابتداع و نفاق طايفهء مخذولهء قزل قلباق بر دامن عرض آل محمد صلى اللّه عليه و سلم نشسته بصافى زلال تيغ آبدار پاك سازد و آثار آن ملاعين مناحيس را بجرّ عساكر نامدار از روى روزگار به پردازد و شك نيست كه حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم در آينه دل غيب‌نما كه بصيقل وحى ربانّى جلا يافته و انوار غيب لاهوت از ممرّ الهام سبحانى برو تافته است ، مشاهده فرموده كه در آخر زمان طايفهء پيدا خواهند شد كه صدر اين امة را كه اكابر صحابهء دين‌دار و اعاظم خلفاء عالم مدار بودند بسنان طعن و

--> ( 1 ) - سورة الفتح آيهء : 1 . ( 2 ) - سورة الفتح آيهء : 3 .